محمد تقي جعفري
353
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 2960 ) ) حاش للَّه ترك بانگى برزند سگ چه باشد شير نر خون قى كند ( ( 2961 ) ) اين كه خود را شير يزدان خوانده اى سالها شد با سگى درمانده اى ( ( 2962 ) ) چون كند آن سگ براى تو شكار چون شكار سگ شدستى آشكار آيه « مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله واَلَّذِينَ مَعَه أَشِدَّاءُ عَلَى اَلْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ 48 : 29 . . . » ( 1 ) ( محمد صلى الله عليه وآله فرستادهء خدا و كسانى كه با او ايمان آوردهاند به كفار سخت وميان خود رحيم ومهربانند ) . « وكَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْه بِالْوَصِيدِ 18 : 18 . » ( 2 ) ( وسگ اصحاب كهف بازوها را در حال خواب در آستانهء كهف دراز كرده بود ) . ( ( 2946 ) ) آب روها را غذاى او كند تا برد او آب روى نيك و بد ( ( 2967 ) ) آب تتماج است آب روى عام كه سگ شيطان از آن يابد طعام آيا خداوند آبروى مردم را بوسيلهء شيطان پوچ وتباه مىسازد ؟ در مضمون دو بيت فوق دو احتمال وجود دارد : احتمال يكم - اين كه خداوند شيطان آن موجود پليد را چنان مسلط ساخته است كه آبروى انسانها را مىريزد وگم راهشان مىسازد . اين احتمال با مصرع اول دو بيت فوق تقويت مىشود ، زيرا مىگويد : « آبروها را غذاى او كند » و فاعل فعل « كند » خدا است . بنا بر اين احتمال ، كارهاى زشت آدميان از اختيار آنان خارج مىشود ومسئلهء
--> ( 1 ) سوره الفتح ، آيهء 27 . . ( 2 ) سوره الكهف ، آيهء 18 . .